صادق زيباکلام| صفحه‌ی اصلی |عنکبوت

بايگانی مطالب: علی عطار

April 28, 2007

غرب گرايی و غرب گريزی ما

راستش را بخواهی من علاقه زیادی به وبلاگ نویسی ندارم و وقتش را هم به سختی می یابم. می دانی که سالهاست سرگرم کارهای کم و بیش تحقیقاتی ام  که وقت زیادی می برند و وقتی هم بدون پشتوانه انجام می دهی چند برابر سخت می شود. شاید موفقیت من فقط در این بوده که بخش های کوچکی از کار های تحقیقاتی ام  را با چک و چونه به خورد مطبوعات و رسانه ها می دهم. حتی نتوانسته ام آنها را منتشر کنم. موضوعی که تو مطرح می کنی و برای روزنامه نگار هلندی مطرح شده، مسلمآ موضوع مهمی است اما موضوع جدیدی نیست. این که دارد حالا شاخ و شانه می کشد و برای دوست هلندی تو مسئله شده، دلیل عمده اش لحظه سیاسی خاصی است که ما امروز در آن بسر می بریم. چرا برای دوست هلندی تو جامعه تاجیکستان یا ازبکستان جالب نمی شود؟ چرا افغانستان کم کم دارد فراموش می شود؟ مخصوصاً اگر نیروهای متحدین از انجا خارج شوند؟ چرا اریتره که تا چند سال پیش مداوم در رسانه ها مطرح می شد از اذهان روزنامه نگاران پاک شده است؟

 

من اگر بخواهم در دو-سه جمله نظرم را گفته باشم این طور است:

جامعه ما  بیش از صد سال است که در عین "غرب گرایی" مداوم "غرب گریزی" می کند. با امیر کبیر و ناصرالدین شاه و انقلاب مشروطه پروسه غرب گرایی آغاز می شود و با جنبش های گوناگون دهه بیستم به مخالفت با آن بر می خیزد که اوج آن انقلاب سال ۵۷ است. اما این پروسه که تا امروز هم ادامه دارد  ساده و یک دست هم نبوده و بسیار مثال هایی وجود دارند که آن پر از تناقض است. بهرحال نو آوری همیشه برای جامعه بشری جالب است و غرب ( که البته روسیه و انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ آن هم در آن می گنجد) در ۳۰۰ سال گذشته بیشترین نوآوری را در همه زمینه ها کرده است. یکی از این نوآوری ها هم یافتن منابع اقتصادی و بکار گیری و سود آور کردن آن است که در آغاز دوره شکوفایی اقتصاد اروپا مبنایی برای تحقیق و علوم اجتماعی،  و بدنبال آن شناخت جوامع دیگر شد. طبیعی است که دانشمندان امروز در کشورهای اروپایی و آمریکا بسیار مستقل تر از همکاران ۳-۲ قرن پیش خود هستند ولی شناخت بخش بزرگی از آنها با معیار ها و متد های غربی است که گاهی برای یک کار عمیق آکادمیک و یک شناخت ژرف و همه جانبه کافی نیست.

من فکر می کنم قبل از اینکه بخواهم بیشتر در این مورد حرف بزنم باید بگویم که یک مشکل عمده در کار ما و غربی ها "پیش داوری" است که هم جوامع غیر اروپایی به اروپایی ها دارند و هم اروپایی ها به جوامع ما. البته فراموش نکنیم که خودمان هم نسبت به خودمان پیش داوری داریم. فقط کافی است که به واژه لر، ترک، عرب یا افغان فکر کنیم و مترادف های فارسی اش را در ذهن مان مرور کنیم. بنظرم بررسی پیش داوری چه ما نسبت به غرب  و چه ما نسبت به آنها و چه خودمان نسبت  به خودمان میتواند در کنار مسئله ای که تو مطرح کرده ای جالب شود. برای طرح آن در یک کار رسانه ای باید به قالبش فکر کرد و بنظر من می تواند هم خیلی جالب باشد.  

 

با مهر و اخلاص

Powered by
Movable Type 3.34